بررسی تطبیقی آرای سید احمد فردید و رضا داوری اردکانی در باب مفاهیم و مشخصههای مدرنیته غربی
مواجهه فکری با «غرب» و «مدرنیته» از پرسمانهای محوری اندیشه معاصر ایران بوده است. در این میان، سید احمد فردید و رضا داوری اردکانی، در مقام استاد و شاگرد، نقدهایی بنیادین بر ماهیت مدرنیته وارد ساختهاند. این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی وجوه اشتراک و افتراق آرای این دو متفکر انجام شده است. وجه اشتراک بنیادین هر دو، درک «غرب» نه بهمثابه امری جغرافیایی یا سیاسی، بلکه بهمثابه یک «حوالت تاریخی» و پدیدهای آنتولوژیک (هستیشناختی) است که ماهیت آن در «سوبژکتیویسم» و «نیستانگاری» ریشه دارد. با این حال، نقطه افتراق اساسی در روش مواجهه با این پدیده آشکار میشود؛ داوری اردکانی میکوشد تا با استفاده از ابزار «عقلانیت» (حتی عقلانیت مدرن) به نقادی درونی و فلسفی مدرنیته بپردازد، در حالی که فردید اساساً عقلانیت حصولی را جزئی از بحران دانسته و رویکردی «تقابلی»، «سلبی» و مبتنی بر «حکمت اُنسی» را اتخاذ میکند. این پژوهش با استفاده از روش هرمنوتیک شلایرماخر (شامل تفسیر دستوری و تفسیر فنی/روانشناختی) به تحلیل کیفی متون و آرای این دو اندیشمند پرداخته است. یافتهها نشان میدهد که اگرچه هر دو در «تفسیر دستوری» (فهم مشترک از واژگان کلیدی) به هم نزدیک هستند، اما در «تفسیر فنی» (ذهنیت منحصربهفرد و سبک فکری) از یکدیگر فاصله میگیرند. در نهایت، این مقاله استدلال میکند که رویکرد داوری، به دلیل حفظ پایبندی به نقد عقلانی و آکادمیک، ابعاد کاربردیتری برای فهم و تعامل با بنبستهای مدرنیته در اختیار میگذارد.
بررسی حقوق زنان در اشعار ملک الشعرا بهار
هدف اصلی این پژوهش به بررسی حقوق زنان در اشعار ملک الشعرا بهار میباشد. برخي از حقوق آنان مخالفان و موافقانی پيدا كرد و به يكي از مهمترين موضوعات اختلافي و چالشي بين نوگرايان و سنتگرايان تبديل شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، اطلاعات به شکل کتابخانهای گردآوری شده و به شیوه توصیفی – تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. حقوق زنان اعم از حق رای و آزادي، پوشش و حجاب، مشاركت اجتماعي، اشتغال، سواد و... را شامل ميشود. براساس اين نگاه سنتي، دیدگاه بهار نسبت به شخصيّت و حقوق زنان همان نگاهي است كه پيشينيان او داشتهاند و در عصر او هم رواج داشت. از اين روي برخي از صفات زنان رايج در متون ادب فارسي از نظر شاعر دور نماند و به آنها پرداخته است. ملک الشعرا زنان را عاطفي و احساسي ميداند. البتّه اين صفت از صفات ذاتي زن است و نميشود به آن خرده گرفت. ولي زنان را مخالف فكر، اميد و كار نو و در عين حال مشتاق و دلبسته ظواهر نو و تازه ميداند. در واقع او را از باطن بيخبر و از ظاهر باخبر ميداند. او زنان را دارای افكار عميق و ژرف نميداند. بايد دانست كه بهار در اين خصوص تحت تأثير اوضاع اجتماعي زمان خود ميباشد و اين مسائل ظاهراً به ابتدای شعر و شاعري او بر ميگردد.
رابطه دین و معنای زندگی در آثار جلال آل احمد
پژوهش حاضر در نظر دارد تا با طرح دیدگاه جلال آل احمد کنکاشی نوین درباره یکی از بنیادیترین و اساسیترین پرسشهای امروزی (معنای زندگی) انجام دهد. بر همین اساس پس از مفهومشناسی اجمالی، ضمن تبیین و تفکیک میان نظریههای جعل و کشف معنای زندگی و رویکردها در باب نظریههای معنای زندگی، معنای زندگی را در آثار جلال آل احمد واکاوی کرده، سپس سیری اجمالی به زندگی و آثار جلال آل احمد میاندازیم. در پژوهش حاضر، روش تحقیق به شیوهی اسنادی است که با استفاده از منابع کتابخانهای به بررسی رابطه دین و معنای زندگی در آثار جلال آل احمد میپردازد. نتایج این پژوهش نشان میدهد همان طور که از کلام آل احمد پیداست کاملا مشهود است که وی در واقع معنای زندگی خویش را در دینی جستجومی کند که به دنبال حقیقت باشد نه شریعت و در پایان نگرشی که وی به دین دارد، مقلدانه نیست و نگاهی چاره جویانه و گزینشی است.
تحلیل گفتمان اجتماعی در رمان همسایهها احمد محمود بر اساس نشانهشناسی اجتماعی پیر گیرو
رمان همسایهها اثر احمد محمود یکی از برجستهترین نمونههای رمان اجتماعی در ادبیات معاصر ایران بهشمار میآید که بازنمایی دقیقی از زندگی مردم فرودست، کارگران، روشنفکران و نیروهای اجتماعی دهههای بیست و سی ارائه میدهد. این رمان با رویکردی رئالیستی، لایههای پنهان حیات اجتماعی و مناسبات قدرت را آشکار میکند. با وجود پژوهشهای متعدد دربارۀ این رمان، کمتر مطالعهای بر اساس چارچوب نظری نشانهشناسی اجتماعی پیر گیرو انجام شده است. گیرو نشانهها را نه محدود به زبان، بلکه در آداب، هویتها، آیینها، رفتارها، مدها و بازیهای اجتماعی نیز قابل ردگیری میداند. هدف این پژوهش آن است که با استفاده از نشانهشناسی اجتماعی، به تحلیل بازنمایی نشانههای فرهنگی و اجتماعی در همسایهها بپردازد و نشان دهد که چگونه این نشانهها به شکلگیری و تداوم گفتمانهای اجتماعی و سیاسی در متن کمک میکنند. یافتهها نشان میدهد که آداب معاشرت و نزاکت در رمان، بازتابی از تمایزات طبقاتی و روابط قدرت است؛ هویتهای فردی و جمعی شخصیتها در بستری از تقابل سنت و تجدد شکل میگیرد؛ و رفتارهای اجتماعی، چه در سطح فردی و چه در سطح جمعی، بازتابی از سرشت انسان در موقعیتهای بحرانی است. همچنین رمزگان اجتماعی نظیر لباس، زبان و نمادهای شهری، حامل معناهای طبقاتی و فرهنگیاند. در نهایت، این مطالعه نشان میدهد که همسایهها نه تنها اثری ادبی، بلکه متنی اجتماعی-گفتمانی است که شبکهای پیچیده از نشانهها را در خود جای داده است. تحلیل نشانهشناسی اجتماعی این رمان، امکان شناخت عمیقتر از سازوکارهای هویتی، فرهنگی و سیاسی جامعۀ ایران در مقطع تاریخی مورد نظر را فراهم میسازد.
تحلیل تطبیقی هنر تصویرسازی از طریق استعاره در شعر خیام و ابوالعلاء معری
حکیم عمر خیام و ابوالعلاء معری، دو شاعر-فیلسوف برجسته در جهان اسلام، با وجود اشتراکات فکری عمیق در شکاکیت، خردگرایی و نقد باورهای رایج، به دو جهانبینی کاملاً متضاد دست یافتند. خیام به لذتگرایی و اغتنام فرصت روی آورد، در حالی که معری بدبینی مطلق و زهد افراطی را برگزید. این تضاد، بستری منحصربهفرد برای بررسی چگونگی تجلی فلسفه در هنر کلامی فراهم میکند. هدف اصلی این پژوهش، فراتر از یک مقایسه سطحی، تحلیل تطبیقی و ساختاری هنر تصویرسازی از طریق استعاره در شعر این دو اندیشمند است. مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه جهانبینی لذتگرای خیام و جهانبینی بدبینانه معری، به ترتیب، به خلق دو مجموعه از تصاویر هنری و استعارههای کاملاً منجر شده است و این تصاویر چگونه به ابزار اصلی اندیشهورزی آنها تبدیل شدهاند. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی است. در این راستا، ابتدا مبانی نظری مرتبط با تصویرسازی و استعاره تعریف شده، سپس با تحلیل محتوای کیفی رباعیات خیام و لزومیات معری، استعارههای کانونی هر شاعر شناسایی و دستهبندی شدهاند. در گام نهایی، این نظامهای استعاری به صورت مجزا و سپس در کنار یکدیگر مقایسه شدهاند تا وجوه افتراق و اشتراک آنها در بازتاب اندیشه فلسفیشان آشکار گردد. نتایج نشان میدهد که هنر تصویرسازی استعاری هر شاعر، بازتاب مستقیم و ابزار تحقق جهانبینی اوست. خیام از استعارههای حسی و ملموس (کوزه، می، سبزه) برای تأکید بر ارزش زندگی مادی و ضرورت شادمانی آنی بهره میبرد. در مقابل، معری با استعارههای انتزاعی و گزنده (تن چون زندان، دنیا چون جیفه) به شکل منطقی، شر بودن وجود و لزوم پرهیز از آن را اثبات میکند. در نهایت، تصویرسازی برای این دو شاعر نه آرایهای ادبی، بلکه یک «کنش فلسفی» برای مواجهه با معمای هستی است.
تحلیل گفتمان اخبار مربوط به کووید ۱۹براساس نظریه لاکلا و موفه مطالعه موردی روزنامه چاینادیلی
رسانهها در دوران بحرانهای جهانی، فراتر از نقش خبررسانی، به تولیدکنندگان روایتها و گفتمانهایی تبدیل میشوند که میتوانند درک عمومی از بحران را شکل دهند. در جریان همهگیری کووید-19، رسانههای مختلف با چارچوببندیهای متفاوت به بازنمایی این بحران پرداختند. هدف پژوهش حاضر، تحلیل گفتمان اخبار مربوط به کووید-19 در روزنامه چاینادیلی بر اساس نظریه لاکلا و موفه است تا نشان دهد چگونه این روزنامه به مفصلبندی گفتمانی اخبار کرونا پرداخته و چه دالهای مرکزی و شناوری را در این گفتمان برجسته کرده است. برای تحقق این هدف، با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی و چارچوب نظری لاکلا و موفه، اخبار منتشر شده در روزنامه چاینادیلی در بازه زمانی 2020 - 2021 مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها نشان داد که این روزنامه با استفاده از استراتژیهای گفتمانی همچون تعمیمشدگی واژگانی، عبارات خطابی و واژگانشدگی افراطی، به ساخت گفتمانی پرداخته که حول دو دال مرکزی "اقدامات مؤثر چین" و "رهبری جهانی چین" شکل گرفته است. در این گفتمان، چین به عنوان کشوری موفق در مدیریت همهگیری، پیشرو در تحقیقات علمی و متعهد به همکاری جهانی تصویر شده، در حالی که کشورهای دیگر، به ویژه آمریکا، در موقعیتی متضاد قرار گرفتهاند. این مفصلبندی گفتمانی به تقویت هویت ملی چین و مشروعیتبخشی به سیاستهای دولت این کشور در مقابله با همهگیری کمک کرده است.
تحلیل قدرت در سرودههای اسطوره نگرانه محمدتقی بهار (با تکیه بر نظریات میشل فوکو)
مفهوم قدرت از اصلیترین مفاهیمی است که پژوهشهای گستردهای را پیرامون چگونگی کارکرد آن در اجتماع به خود اختصاص داده است. نظریات میشل فوکو از مفاهیم بنیادی گفتمان قدرت است که حوزههای مختلف جامعه شناسی را در بر میگیرد. در مشرب فوکویی، هر گفتگو و یا هر متنی، با قدرت در فضا روابط درهم تنیده و بهم پیچیدهای دارند. در واقع، فوکو هر گفتگویی را معطوف به قدرت نهفته میداند. در پژوهش حاضر سعی بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی، به درک مفهوم متناسب با قدرت فوکویی در سرودههای اسطوره نگرانه محمدتقی بهار برسیم. با بررسی اشعار بهار و گزینش ابیات اسطوره نگرانه او میتوان اندیشههای چپ گرایانه، منتقدانه و وطن دوستانه او را در غالب اشعار او دریافت و با نگاهی جامعه شناسانه به آن، پی برد که غالب سرودههای اسطوره نگرانه وی، نشانی از مفهوم قدرت فوکویی را با خود دارند. شاعر میتواند با اشاره به حسرت و تأثر خود نسبت به قدرت و عظمت اساطیر کهن، فضای سیاسی موجود در عصر خویش را با نگاهی منتقدانه به تصویر بکشد.
واکاوی رویکردهای تفسیری به قصههای تمثیلی سهروردی از منظر نسبت داستان و حقیقت
پژوهش حاضر با هدف بررسی جایگاه داستانهای رمزی سهروردی در فلسفهی او؛ از منظر و دیدگاه چهار مفسر و با رویکرد توصیفی–تحلیلی و انتقادی تلاش میکند تا با اتکا به مفاهیم بنیادین در فلسفه اسلامی و حکمت اشراق، جایگاه روایتهای تمثیلی در منظومه فکری سهروردی را تحلیل کند. پژوهش به دنبال غرض و غایتی است که سهروردی از بهکارگیری یک قالب هنری به شکل داستان از دید تفسیری محققان برای بیان آراء فلسفی و عرفانی خود دارد. دیدگاههای متفاوتی در مورد جایگاه قصه در فلسفۀ سهروردی وجود دارد، بعضی از متفکران آنها را صرفاً چهرهی مبدل فلسفۀ او میدانند، بعضی یک امر عرفانی خاص، و بعضی آنها را امری کاملاً هنری و مستقل از فلسفۀ او میدانند. در این پژوهش، آراء چهار مفسر سهروردی پژوه؛ دینانی، نصر، کربن و پورنامداریان دربارهی نسبت حقیقت و داستان در روایتهای تمثیلی سهروردی مورد تحلیل و واکاوی فلسفی قرار گرفته است. در نتیجه، پژوهش حاضر نشان میدهد که هر یک از این چهار مفسر، با توجه به افق فکری خویش، تبیینی خاص از نسبت داستان و حقیقت در حکمت اشراق ارائه میدهند: دینانی داستان را صورت تمثیلی و عقلانیِ فلسفهی اشراق میبیند؛ نصر آن را زبانی رمزی برای انتقال معرفت عرفانی و حقیقت قدسی میخواند؛ کربن آن را جلوه و ظهور حقیقت در مرتبهی مثالیِ هستی تفسیر میکند؛ و پورنامداریان قصه را تجربهای هنری و بیانی ادبی از سلوک درونی فیلسوف میداند. در پایان، دیدگاه این پژوهش نیز با تفسیر کربن همسویی دارد؛ بدین معنا که داستانهای رمزی سهروردی نه بازنمایی عقلانی حقیقت، بلکه تجلّی آن در مرتبهی خیال و زبان تمثیلیاند. از این منظر، تمثیل در آثار سهروردی نه ابزار تبیین، بلکه خود واقعهی ظهور معناست.
دربارهی مجله
نشریه گنجینه زبان و ادبیات فارسی یک نشریه دسترسی آزاد و معتبر است که به مطالعه، حفظ و پیشبرد زبان و ادبیات فارسی اختصاص دارد. این نشریه بهعنوان بستری ارزشمند برای پژوهشگران و صاحبنظران در حوزه زبان و ادبیات فارسی، طیف گستردهای از موضوعات مرتبط با این حوزه را پوشش میدهد؛ از ادبیات کلاسیک و کهن گرفته تا ادبیات معاصر و مطالعات زبانشناختی. این نشریه با پایبندی به استانداردهای علمی سختگیرانه، از فرآیند داوری دوسو ناشناس بهره میبرد که بیطرفی و بالاترین سطح اعتبار علمی را در انتخاب مقالات تضمین میکند. گنجینه زبان و ادبیات فارسی پذیرای انواع مقالات پژوهشی اصیل، مقالات تحلیلی، نقدها و مطالعات تفسیرگرایانه است و دیدگاههای بینرشتهای و بینالمللی را برای غنای بیشتر حوزه مطالعات فارسی تشویق میکند.