رویکردی جامعه شناختی به تفکر مولوی در باب نظریه جبر و اختیار (با تکیه بر مثنوی معنوی)

نویسندگان

    فرزانه افسردیر گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دزفول، دانشگاه آزاد اسلامی، دزفول، ایران.
    نصرالله امامی * دانشجوی کارشناسی ارشد حسابداری مدیریت، دانشکده حسابداری و مدیریت، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران nasemami@yahoo.com
    فرزانه یوسف قنبری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دزفول، دانشگاه آزاد اسلامی، دزفول، ایران.
    نسیم خواجه زاده گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دزفول، دانشگاه آزاد اسلامی، دزفول، ایران.
https://doi.org/10.61838/jtpll.137

کلمات کلیدی:

مولانا, جبر, اختیار, ساختارگرایی, لوسین گلدمن

چکیده

جامعه‌شناسی ساختارگرا، رویکردی نظری برای شناخت نظام‌ها و ساختارهای اجتماعی است که مفاهیم و رفتارهای اجتماعی را شکل می‌دهند. این نوع از جامعه شناسی تلاشی برای استفاده از مدل­ها و نظریه­ها جهت تبیین و توسعه سیستم­ها و ساختارهای جامعه است که بر اساس مدل سازی و الگوسازی طرح بندی می­شوند. مطالعه­ی جامعه شناختی حکایت‌های مثنوی از آنجا که مروری بر چگونگی تفسیر و نحوه‌ی واکنش اعضای اجتماع به حوادث و پدیده­های مختلف است، می­تواند نقدها و تحلیل­های معتبر و قابل قبولی در باره­ی جامعه­ی زمان آفرینش این اثر ارائه دهد. با استفاده از الگوها و نمودارهای مختلف و نقد و تحلیل­های مبتنی بر این الگوها و مدل­ها و همچنین با تجزیه و تحلیل حکایت­های مثنوی، بر اساس الگوها و مدل­های ذکر شده، امکان درک همه جانبه­ای از رفتار و واکنش اعضای جامعه به مسائل مختلف فراهم می­ود. این مطالعه جامعه شناختی می­تواند به شناسایی علل زمینه‌ای در پس رفتارها و واکنش‌های خاص و نیز تأثیرات آن‌ها بر پویایی اجتماعی کمک کند. علاوه بر این، می‌تواند بینشی در مورد نحوه تعامل سیستم‌های اجتماعی مختلف با یکدیگر ارائه دهد، که به تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر در مورد بهترین نحوه­ی مدیریت بر نهادهای اجتماعی کمک کند. ازجمله کنش­ها واکنش‌های افراد در جامعه که تعاملات افراد را در موقعیت­های مختلف اجتماعی تحت تأثیر قرار می­دهد، اعتقاد به جبر مطلق یا اختیار تام در انجام امور زندگی روزمره است. از بررسی دفترهای شش گانه مثنوی، این نتیجه حاصل شد که موضوع فوق پیچیده و بحث برانگیز وتا حدودی غیر قابل تفکیک می‌باشد. مولانا از ابراز نظر جزمی و قطعی درباره­ی این موضوعات پرهیز نموده است؛ ولی جبری را که مورد سوءاستفاده کاهلان و نادانان می‌شود، مذموم و ناپسند می‌داند و اختیاری را که موجب زیاده خواهی و هرج ومرج می‌شود، ناروا می‌شمرد.

دانلودها

دسترسی به دانلود اطلاعات مقدور نیست.

مراجع

1. Ketabi A. Rumi and the Mystery of Determinism and Free Will: Morvarid Publishing; 2022.

2. Rokni Yazdi MM. Determinism and Free Will in the Masnavi: Asatir Publishing; 2016.

3. Sotoudeh H. Sociology in Literature: Avaye Noor Publishing; 1999.

4. Fazeli M. A Sociological Critique of the Novel 'Autumn is the Last Season' Using Genetic Structuralism. Quarterly Journal of Literary Research. 2021;18(73):97-121.

5. Goldmann L. Genetic Criticism: Bozorg Publishing; 1990.

6. Valipour Hafshjani S. Lucien Goldmann and Genetic Structuralism. Journal of Humanities, Semnan University. 2008;7(25):129-43.

7. Goldmann L. Sociology of Literature: Hoosh va Ebtikar Publishing; 1992.

8. Goldmann L. Genetic Criticism: Agah Publishing; 2003.

9. Peters T. Playing God? Genetic Determinism and Human Freedom: Ney Publishing; 2016.

10. Yousefzadeh H. A Critical Look at Peter Berger's Phenomenological Approach. Journal of Cultural-Social Knowledge. 2010(2):83-106.

11. Niloufar. A Sociological Analysis of the Play 'Slowly with the Rose'. Theater Journal. 2019(78):121-37LA - Persian.

12. Yalom ID. Existential Psychotherapy: Ney Publishing; 2014.

دانلود

چاپ شده

۱۴۰۴/۰۵/۰۱

ارسال

۱۴۰۳/۱۰/۰۳

بازنگری

۱۴۰۴/۰۲/۰۱

پذیرش

۱۴۰۴/۰۲/۱۰

شماره

نوع مقاله

مقالات

ارجاع به مقاله

افسردیر ف.، امامی ن.، یوسف قنبری ف.، و خواجه زاده ن. (1404). رویکردی جامعه شناختی به تفکر مولوی در باب نظریه جبر و اختیار (با تکیه بر مثنوی معنوی). گنجینه زبان و ادبیات فارسی، 3(2)، 1-36. https://doi.org/10.61838/jtpll.137

مقالات بیشتر خوانده شده از همین نویسنده

مقالات مشابه

1-10 از 12

همچنین برای این مقاله می‌توانید شروع جستجوی پیشرفته مقالات مشابه.